www.emamhossein.com

 نقشه سایت

 آرشیو مطالب

زنان و عاشورا

 سایتهای دیگر

فرازهایی از عاشورا

 فلسفه قیام عاشورا

 حرف دل یک عاشق

 حضرت علی اصغر(ع)

 عاشورا در نگاه دیگران

کرامات امام حسین (ع)

 منطق حسینی،خودکامگی اُموی

 

ارتباط مستقیم با              

کربلای معلّی

حرم امام رضا (ع)

 

 

  

 

صفحه اصلی > بانک ها > بانک شعر  > عید فطر

 

1) برخيز که عيد فطر آمد

 

سي شب به تو التماس کردم

اين لحظه جواب طالب ام من 

خواهي بنواز و خواه رد کن

احسان و عتاب طالب ام من 

از کوي تو بوي عطر آمد

برخيز که عيد فطر آمد

امشب که منم فتادهء عشق

ساقر بزند ز بادهء عشق 

خطّي تو بيا بخوان برايم

از نامه سرگشادهء عشق

آن نامه که دادي از برايم

با مطلع بي فتاده عشق

گفتي که سحر بيا به کويم

اي خسته ز سير جاده عشق

مائيم ولي تو مخور غم

اي بنده خانزاده عشق

 از کوي تو بوي عطر آيد

بر خيز که عيد فطر آيد

 تا يار ز در نيايد امشب

اي کاش سحر نيايد امشب

بيرون نروم زميهماني

تا يار ز در نيايد امشب

امضا نشود کتاب ما تا

از يار خبر نيايد امشب

اين سي شب و روز ما نه ارزد

تا او به نظر نيايد امشب

در دام فراغ جان سپارم

آن ماه اگر نيايد امشب

از کوي تو بوي عطر آيد

بر خيز که عيد فطر آيد

خواهم ملکت شوم نگارا

گرد فدکت شوم نگارا

کي گل کني اي شقايق عشق؟

تا شاپرکت شوم نگارا

بر دوش نسيم صبحگاهي

چون قاصدکت شوم نگارا

هنگام نماز عيد بند

تحت الهنکت شوم نگارا

بر گرد حريم تو به پرواز

مثل ملکت شوم نگارا

از کوي تو بوي عطر آمد

بر خيز که عيد فطر آمد

امسال به قيمتم بيفزاي

بر عشق و ارادتم بيفزاي

جبرئيل گسيل خدمتم کن

بر شوق ولايتم بيافزاي

پر سوخته از شرار عشقم

سوزي به حرارتم بيفزاي

انفاس مرا محمدي کن

بر بار رسالتم بيفزاي

از نور علي منورم کن

بر نور هدايتم بيفزاي

از کوي تو بوي عطر آمد

بر خيز که عيد فطر آمد

هو کش که ترانه اي بسازم

از ناله زبانه اي بسازم

در دوره پر فراق عصيان

با اشک شبانه اي بسازم

اي دوست کنار خانه تو

اذنم بده خانه اي بسازم

بر بام حريم عشقت اي يار

بگذار که لانه اي بسازم

يک بوسه دهي اگر بر اين دل

باران ز زمانه اي بسازم

از کوي تو بوي عطر آمد

بر خيز که عيد فطر آمد

http://amir251.parsiblog.com برگرفته از


2) حالیا عید شد و  ...

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد

باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است, سوی میکده آیید به شکر

که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد

ساقی از میمنت عید دهد باده صاف

جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد

مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز

که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد

صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید

صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد

فرصتی بود که این تیرۀ ِ دل صاف شود

نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد

آتشی بود که در سردی سوزان وجود

دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد

وای بر ما که از این جام نگیریم لبی

حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد

حالیا عید شد و رونق می افزون گشت

مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد

 

محمد طاهرزاده

 

 

 

 

صفحه اصلی > بانک ها > بانک شعر  > عید فطر

صفحه اصلی

تاریخ عاشورا | بانک ها | وبلاگ | درباره ما | ENGLISH | آرشیو مطالب | نقشه سایت | زنان و عاشورا | سایتهای دیگر| فرازهایی از عاشورا | فلسفه قیام عاشورا |حرف دل یک عاشق | حضرت  علی اصغر (ع) | عاشورا در نگاه دیگران| کرامات امام حسین(ع) | منطق حسینی، خودکامگی اُموی

 

 


2002-2009 ver 4.6 created by emamhossein.com
استفاده از مطالب با ذکر منبع اصلی مجاز می باشد

© Copyright, Your

info@emamhossein.com