صفحه اصلي
 
 

اشعار حضرت ابوالفضل

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

در رثای قمر بنی هاشم ، حضرت ابالفضل العبّاس علیه السلام

 

 

نیامد عباس

چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس

نگران بر لب دریا،که نیامد عباس

اشک ها همسفر آه، در آن لحظه ی تلخ

خسته از دیدن صحرا که ، نیامد عباس

کودکان منتظر او که مگر برگردد

آه از این شوق تماشا، که نیامد عباس؟!

بانگی از دور که در حنجره زخمی دارد

می کند فاش سخن را: که نیامد عباس

کودکی از دل خیمه، به پدر می گوید:

تو ندیدیش؟ بگو،یا که نیامد عباس!

سید علی اصغر موسوی

برگرفته از بانک اشعار و نثر عاشورایی


اونی که یاری مثل تو داره بیاره (ولادت حضرت عبّاس بین علی (ع))

اونی که یاری مثل تو داره ؛ بیاره، بیاره ، بیاره

به سر زلف تو تموم عالم، نداره ، نداره ، نداره

مَن مست گل یاسم ، سراپا احساسم

دیوونه ام ،دیوونه ام ، دیوونهء عبّاسم

بذار هر کسی هر حرفی دلش می خواد ، بزنه ، بزنه ، بزنه

جواب اون عاقلای بی دل ، با مَنه ، با مَنه ، بامَنه

مَن مست گل یاسم ، سراپا احساسم

دیوونه ام ، دیوونه ام ، دیوونهء عبّاسم


طرح

از خيمه گاه زخمی آب
دود حريق العطش تا عرش می رفت
_ امداد را _ پيچيده در شولای طوفان
مردی
به نام آبی دريا
به شط زد ....
***
دستی نهانی
لوحی مخطط را برآورد
نامی تناور را به رنگ سرخ
خط زد...
آن گاه در عرش
آيينه ی چشم ملايك موج برداشت

سيد حسن حسينی، گنجشک و جبرییل

 

 


10) ماه و خورشيد

دو چشمت شرمگين شد ماه و خورشيد        حضوري آتشين شد ماه و خورشيد

حسين آمد به بالين برادر                           به يكديگر قرين شد ماه و خورشيد

سيد حسن محمودی ثابت (سهيل )

23 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


    • >:o
    • :-[
    • :'(
    • :-(
    • :-D
    • :-*
    • :-)
    • :P
    • :\
    • 8-)
    • ;-)

     
     
     
     
    صفحه اصلي