|
صفحه اصلی >
فرازهایی از عاشورا
>جلوه های عزّت و آزادگی در نهضت
امام حسین(ع) از نظر قرآن
جلوه های عزّت و آزادگی در نهضت
امام حسین(ع) از نظر قرآن

مفهوم عزّت در فرهنگ
واژه شناسان
قرآن و کاربرد واژه عزّت
مفهوم واژه عزّت در فرهنگ قرآن و
عترت (علیهم السلام)
قرآن و جلوه های عزّت و آزادگی نهضت امام حسین(ع)
1ـ
مقاومت منطقى و شکست ناپذیر در برابر بیعت خواهى
زورمدارانه
2
ـ
طلوع تازه نماد عزّت و آزادگى
3
ـ
هجرت تاریخ ساز
4ـ
هدف آزادمنشانه با وسیله و راه و روش
درست
5ـ
هدفمندتر و شکست ناپذیرتر از موسى
6ـ
کسى که هرگز تن به ذلّت نداد
7ـ
احیاى شیوه آزاد منشانه پیامبر
8ـ
خورشیدى فرا راه مردم ظلمت زده
9ـ
اصلاح جامعه و نظام آن از روابط زور مدارانه و حقیر پرور
10ـ
پافشارى دلیرانه بر شایسته سالارى و بیعت و انتخاب
آزاد
11ـ
نفى امان ها و امان نامه ها
12ـ
تندیس صراحت و صداقت
13ـ
قلب تپنده عزّت و آزادگى
14ـ
منش شکوه بار
15ـ
من براى آفرینش عزّت دین و امّت
سزاوارترم
16ـ
هدف و روش آزاد منشانه با اقدام بهنگام
17ـ
این نامه در خور پاسخ نیست
18ـ من و پذیرش خوارى؟
19ـ
درخشان ترین جلوه شکوه و شکست ناپذیرى
20ـ
من شیوه استبدادى را براى اداره جامعه نخواهم
پذیرفت
21ـ
شهادت گاه عزّت و آزادگى
22ـ
نداى آزادگى و شکست ناپذیرى از فراز نیزه
ها
مفهوم عزّت در فرهنگ
واژه شناسان
واژه
"عزّت"
و بزرگمنشى در فرهنگ واژه شناسان به معنى عزیز، دوست داشتنى،
گرامى، نیرومند، بى
نظیر[1]، کمیاب، نایاب،[2] ارجمند، ارجدار، سخت، گران و دشوار،
انجام ناشدنى،
غیرقابل نفوذ و شکستناپذیر آمده،[3] و نیز وصف و حالتى است که اگر
در دنیاى وجود
انسان راه یافت و فرد، جامعه و تشکیلاتى حقیقت عزّت به آن گوهر
گرانبها و زندگی ساز
آراسته گردید، آن حالت اجازه مقهور شدن و تن سپردن به ذلّت و
فرومایگى را به او نمی
دهد، و وى را در برابر مشکلات، موانع رشد، دشواری هاى طاقت فرسا،
دشمنان دَدمنش،
فراز و نشیبهاى تند و سخت و انواع وسوسه ها و دمدمه هاى ویرانگر و
لغزاننده،
شکست ناپذیر و بیمه می سازد.
اصل این واژه و مفهوم آن از ریشه "عَزاز" ( زمین سخت
و نفوذناپذیر ) گرفته شده ؛ به همین جهت هنگامى که گفته می شود: "
اَرْضٌ عَزازٌ
؛"
منظور زمین سخت و نفوذناپذیر است و آن گاه که گفته می شود: "
تَعَزَّزَ اللَّحْمُ
"
منظور این است که: "گوشت، در بازار به گونهاى کمیاب و یا نایاب شده
است، که نمی
توان به آن دست یافت".[4]
با این بیان شاید بتوان گفت که این واژه در اصل به
مفهوم صلابت، و شکست ناپذیرى آمده، آن گاه به تناسب ریشه و از باب
توسعه در به
کارگیرى معانى دیگر، به مفهوم عزیز، ارجمند، نایاب، توانا، و حتّى
تعصب، خودبزرگ
پندارى در برابر حق و حق ناپذیرى نیز به کار رفته است.
بالای
صفحه
قرآن
و کاربرد واژه عزّت
در آیات قرآن نیز واژه
«عزّت»
و مشتقات آن در این معانى و مفاهیم به کار رفته است:
1ـ
عزیز و ارجمند،
در برابر ذلیل و بی ارج و بها:
"
فَلَمّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا
الْعَزِیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ " [5]
پس هنگامى که برادران یوسف بر او
وارد شدند، گفتند: هان اى عزیز! ... . [6]
2ـ
سرفراز و پرصلابت، دربرابر فروتن و
نرمخو:
"
یَا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ
دینِهِ
فَسَوْفَ یِاْتِى اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ
اَذِلَّة عَلَى
الْمُؤْمِنینَ اَعِزَّة عَلَى الْکافِرین َ" [7]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هر
کس از شما از دین و آیین خویش برگردد به خدا زیانى نمی رساند، چرا
که به زودى خدا
گروهى را خواهد آورد که آنان را دوست می دارد و آنان نیز او را
دوست می دارند; با
مردم با ایمان و قانونگرا فروتن و نرمخو هستند، و بر کفرگرایان و
قانون ستیزان
پرصلابت و سرفراز.
3ـ
نیرومندتر و پرتوانتر، در برابر ناتوانتر و
زبونتر:
"
اَنَا اَکْثَرُ مِنْکَ مالاً وَ اَعَزُّ نَفَراً " [8]
دارایى من از
تو افزونتر است و از نظر شمار نفرات نیز از تو پرتوانترم.
4ـ
غالب و چیره، در
برابر مغلوب و شکست پذیر:
"
إِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً
وَلِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَعَزَّنِی فِی
الْخِطَابِ " [9]
این برادر من است. او نود و نه عدد میش دارد، و من تنها یک میش
دارم، امّا او می گوید: آن را هم به من واگذار کن; و در سخنورى بر
من چیره شده
است.
5ـ
شکوه و شکست ناپذیرى:
" اَیَبْتَغُونَ
عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَاِنَّ
الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمیعاً " [10]
...
آیا اینان به راستى سرافرازى و پیروزمندى
را نزد حقناپذیران می جویند؟! این پندارى بى اساس است! چرا که
پیروزمندى و سرافرازى
یکسره از آن خدا و نزد اوست.
6ـ
سخت و دشوار:
"
لَقَدْ جآءَکُم رَسُولٌ مِنْ
أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ ..." [11]
بی تردید براى شما پیامبرى
از خودتان آمد که بر او گران است شما در رنج و دشوارى بیفتید
....
7ـ
عزیزتر و
ارجمندتر:
"
قالَ یا قَوْمِ اَرَهْطى اَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِّنَ اللّهِ ..."
[12]
هان اى قوم من! عشیره کوچک من بر شما از خدا عزیزتر است که فرمان
او
را پشت سر خویش افکنده و او را از یاد بُرده اید؟
8ـ
تعصب و سرکشى و
حقناپذیرى:
"
بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِى عِزَّة وَ شِقاق " [13]
آنان که کفر
ورزیدند در سرکشى و ستیزه اند.
با این بیان، واژه "عزّت" به تناسب مفهوم اصلی اش
ـ که سختى و نفوذ ناپذیرى است ـ گاه در سرکشى و حقناپذیرى نیز به
کار رفته است، که
در این صورت، به بیان «راغب» با این واژه، گاه ستایش می گردد و گاه
نکوهش.
بالای
صفحه
مفهوم واژه عزّت در فرهنگ قرآن و عترت (علیهم السلام)
واژه "عزّت" در فرهنگ قرآن و عترت
به مفهوم اوج گرفتن به مرحله توانمندى معنوى و اخلاقى و عظمت روح و
توسعه شخصیت و
آراستگى به مهر و مدارا و صلابت و شکست ناپذیرى روان در برابر باطل
و بیداد آمده
است.
این قدرت شگرف و شکستناپذیر، در مرحله نخست از ژرفاى جان انسانِ
خودساخته
سرچشمه می گیرد و پس از سربرآوردن از رویشگاه خویش، به تدریج در
کران تا کران
اندیشه و عقیده، زبان و قلم، دست و دیده، گفتار و کردار و برنامه
ها و هدفها و روش
زندگى او تجلى می یابد و آن گاه به او عظمت و شکوه و معنویت و مهر
و مدارا و
شکست ناپذیرى می بخشد.
کسى که به این ویژگى انسانى و معنوى آراسته شود، از سویى
به راستى تجسم اخلاص و پاکى، حقگرایى و حقپذیرى، فروتنى و بردبارى،
صلحجویى و مدارا
در ابعاد گوناگون زندگى می شود و در همان حال خود را فراتر از برده
منشى و
دنباله روى، فراتر از بافتن و شنیدن چاپلوسی ها و ستایشهاى چندش
آور و لقبهاى پوشالى
و پرطمطراق، فراتر از فرمانبرداری هاى چاکرمنشانه و اهانت آمیز می
خواهد.
به
مرحله اى اوج می گیرد و خود را عزیز می دارد که نه در برابر زر و
زور، نفوذ مى پذیرد
و نه در برابر نیرنگ و فریب; نه بیداد و ناروا را تحمل و نه آن را
به دیگران تحمیل
مى کند و نه می تواند نظاره گر اسارت مردمى در چنگال این آفت هاى
عزّت کُش و ذلّت بار
باشد و دم فرو بندد.
آرى، حقیقت عزّت و آزادگى پذیرش مدیریت خِرَد و وجدان بر
جان و جامعه و رعایت مقررات و حقوق مردم است، نه انبوهى شعر و شعار
بدون عمل و
فرصت سوز.
امیرمؤمنان عزّت و آزادگى واقعى را تواضع و فروتنى در برابر حق و
عدالت
می نگرد:
"
اَلْعِزُّ اَنْ تذِّلَ لِلْحَقِّ اِذا لَزِمَکَ ." [14]
امام
صادق(علیه السلام) فرمودند:
"
شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِیامُهُ بِاللَّیلِ وَ عِزُّهُ
کَفُّ الأذْى عَنِ النّاس ِ." [15]
شرف انسان در شب زندهدارى اوست و کرامت و
آزادگی اش در عدالت و دست نگاه داشتن از آزار مردم و رعایت حقوق
آنان.
" اَلصِّدقُ
عِزٌّ وَ الْجَهْلُ ذُلٌّ. " [16]
آراستگى به راستى و
درستى، عزّت و آزادگى است و جهالت و نادرستى، ذلّت و خفت است.
"
حُسْنُ خُلْقِ
الْمُؤْمِنِ مِنَ التَّواضُعِ، وَ عِزُّهُ تَرْکُ الْقِیلِ وَ
الْقـالِ ." [17]
منش شایسته انسان با ایمان از تواضع و فروتنى اوست و عزّت و
آزادگى او، در وانهادن جنجال و هیاهو و زبان و سیاست خشونت بار است.
بالای
صفحه
قرآن
و جلوه های عزّت و آزادگی نهضت امام حسین(ع)
گذشت که «عزّت» به مفهوم توانایى، شکستناپذیرى، استقلال، پیروزى،
استوارى، ریشه دارى، سلطه ناپذیرى و عدم تحمیل سلطه در میدانهاى
مادى و معنوى و رعایت
کرامت خود و دیگران است، و در برابر آن، وابستگى، دنباله روى،
تزلزل، بی ریشگى،
ذلّت، حقارت، پستى، زبونى، زورمدارى، خودکامگى، از خودبیگانگى،
فرومایگى و
خودباختگى قرار دارد. آن، از ویژگی هاى انسان مترقى و جامعه باز،
شایسته سالار،
قانونمدار، مطلوب و راستین اسلامى است، و این یکى، خصلت فرد و نشان
جامعه شرک پذیر،
شخص پرست، استبدادزده و ستم پذیر است.
...
و حسین(علیه السلام) بزرگ آموزگار این
ویژگى پرجاذبه انسانى و اخلاقى و درخشانترین سمبل این راه
افتخارانگیز است. یکى از
هدفهاى بلند نهضت عزّت طلبانه عاشورا، نفى ذلّت و ذلّت پذیرى از
سیما و منش فرد و
جامعه در بند استبداد اموى، آن گاه عزّت آموزى و عزّت طلبى و نشان
دادن راه آزادمنشى
و آزادگى مطلوب قرآن و پیامبر و بهادادن به کرامت و حقوق انسان در
عصرها ونسل هاست،
واز این زاویه است که می توان جلوه هاى عزّت و آزادگى مورد نظر
قرآن را در نهضت
حسین(علیه السلام) و یا نُمودهاى عزّت و آزادمنشى عاشورا را در
آینه قرآن به نظاره
نشست.
هنگامى که به زندگى پر افتخار پیشواى آزادى و نهضت آزادی خواهانه
عاشورایش
می نگریم، به روشنى در می یابیم که آن نمونه درخشان عزّت و شکست
ناپذیرى قرآن، در
حرکت فکرى و فرهنگى و ذلّت زداى خویش در تدارک آفرینش عزّت و شکوه
براى جامعه و در
اندیشه افشاندن بذر سربلندى و سرفرازى در مزرعه خزان زده روزگار
خویش و آن گاه شکوفا
و بارور ساختن و به گل نشاندن آنهاست.
آن حضرت موجبات واقعى ِ عزّت و آزادگى را در
رنگ و نژاد، زبان و لغت، حسب و نسب، قبیله و عشیره، عامل جغرافیایى
و رفاه مادّى،
تشکیلات حزبى و وابستگى به قطبهاى زور و تزویر، موقعیت سیاسى و
اجتماعى و مذهبى
و... نمی نگرد، بلکه به سان قرآن، موجبات عزّت را در بینش و آگاهى
ژرف، در ایمان و
عشق و رابطه خالصانه و دوستانه با سرچشمه عزّتها، در اطاعت و
فرمانبردارى از او و
در توکّل و اعتماد بر او می نگرد،[18] و این یکى از ویژگی ها و
ابعاد نهضت استبداد
ستیز و آرمانخواهانه آن حضرت است.
اینک این شما و این هم نمودهاى عزّت و و
آزادگى مورد نظر قرآن در موضعگیرى و عملکرد ترجمان عزّت و آزادگى:
1ـ
مقاومت منطقى و شکست ناپذیر در برابر بیعت خواهى
زورمدارانه
دوران تیره و تار بنیانگذار سلسله پرفریب و بیداد پیشه اُموى،
با مرگ معاویه به پایان رسید، و فرزند مغرورش یزید نامه اى به
فرماندار مدینه نوشت که
از مردم آن سامان، به ویژه از حسین (علیه السلام) براى او ـ به
عنوان پیشواى اسلام ـ
بیعت بگیرد! در آن نامه دستور داد که: اگر او از بیعت سرباز زد، بی
درنگ گردنش را
بزن و سرش را به سوى من گسیل دار; " اِنْ أَبى عَلیْکَ
فَاضْرِبْ عُنُقَهُ وَابْعَثْ
إِلَّى بِرَأْسِهِ." [19]
فرماندار، پیشواى آزادى را به فرماندارى دعوت کرد و از
او خاست تا با یزید به عنوان رهبر امّت بیعت کند، امّا حسین (علیه
السلام) با منطق و
مدارا روشنگرى فرمود که: به کف گرفتن قدرت ملّى و امکانات جامعه با
نهان کارى و بدون
حضور مردم نشاید، از این رو بیعت خواستن ـ آن هم از انسانى همانند
من ـ باید شفاف و
در حضور مردم انجام پذیرد، نه نهانى و در پشت درهاى بسته; بر این
باور هنگامى که
مردم را براى بیعت فراخواندى، مرا نیز دعوت نما تا دیدگاه خویش را
در حضور همگان
اعلام دارم; " أیُّهَا الْأَمیرُ، إِنَّ الْبَیْعَةَ لاتَکُونُ
سِرّاً، وَلکِنْ إِذا
دَعَوْتَ النّاسَ غَداً فَادْعُنا مَعَهُمْ."
«مروان»
ـ که از مهره هاى کهنه کار
رژیم اموى بود و خود عنصرى تجاوزکار و نیرنگ باز، و در آن نشست
حضور داشت ـ رو به
فرماندار کرد که: سخن او را نپذیر، و اگر دست بیعت نمی دهد گردنش
را بزن! حسین (علیه
السلام) از آتش افروزى مروان خشمگین شد و ضمن نکوهش سبک زورمدارانه
او[20]، رو به
فرماندار کرد، و با شهامت و صداقتى وصف ناپذیر، در ترسیم موضع عزّت
آفرین و
آزادمنشانه اش، خود را فرزند وحى و آموزگار قرآن و ذلت ناپذیر وصف
نمود و
فرمود:
"
أیُّهَا الْأَمیرُ! إِنّا أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ
الرِّسالَةِ، وَمُخُتَلَ |