|
صفحه
اصلی
>
بانک ها
> بانک شعر
>
حضرت زینب علیها السلام
در رثای
امّ المصائب ، حضرت زینب علیها السلام
1) ای همسفر
ای همسفر با غصه ها
و ماتم عشق
ای خون جگر از
ماجرای پر غم عشق
ای سينه ات آيينه
دار داغ گلها
ای باغبان بی قرار
باغ گلها
ای همنوا با نينوا
نای گلويت
سرخی خون لاله ها آب
وضويت
در محملی از خون دل
قلبت شکسته
با ياد آن بانوی در
محمل نشسته
گاهی نشسته خود نماز
شب بخوانی
تا حال زينب
را به شام غم بدانی
گاهی سرت بر تربت
سلطان عشق است
گاهی دلت کرب و بلا
گاهی دمشق است
چشمت ز خون و جانت
از ماتم لبالب
ذکر لبانت دم به دم
شد وای زينب
زينب خدای عشق و جان
عالمين است
ذکر طپشهای دل زينب
حسين است
چون طينت او از ازل
شد نينوايی
روحش
حسينی
است و قلبش کربلايی
همراه ياران شد
روانه از مدينه
با خاطراتی جانگداز
و سوز سينه
گاهی به مهلا بوسه
از دلدار گيرد
گاهی به مقتل از
غمش صد بار ميرد
گاهی به نيزه زائر
رخسار يارش
گاهی به پيراهن کند
ياد نگارش
از کربلا تا شام غم
احرام بسته
در حج خونينش سر از
محمل شکسته
در سينه
زينب
که مجنون
حسين است
دل نيست قلبش مشتی
از خون حسين
است
2) چو خزان
من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم
چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم
ای باغ که داری تو بسی گل بگلستان
این خرمن گل را بتو بخشیدم و رفتم
در کرببلا زینت آغوش نبی را
آوردم و غلطیده بخون دیدم و رفتم
ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم
آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم
یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت
چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم
چون همره ما هست سر غرقه بخونت
من یاد لب تشنه تو بودم و رفتم
بگسست اگر دشمن دون ریشة دین را
با
موی پریشان همه سنجیدم و رفتم
بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود
من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم
کاه ربائی

3) روایت پانزدهم
پلك صبوری می
گشايی
و چشم حماسه ها
روشن می شود
كدام سر انگشت پنهانی
زخمه به تار صوتی تو می زند
كه آهنگ خشم صبورت
عيش مغروران را
منغص مي كند
می دانيم
تو نايب آن حنجره
ی مشبّكی
كه به تاراج زوبين رفت
و دلت
مهمانسرای داغ های رشيد است
ای زن !
قرآن بخوان
تا مردانگی بماند
قرآن بخوان
به نيابت كل آن سی جزء
كه با سر انگشت نيزه
ورق خورد
قرآن بخوان
و تجويد تازه را
به تاريخ بياموز
و ما را
به روايت پانزدهم
معرفی كن
قرآن بخوان
تا طبل هلهله
از های و هوی بيفتد
خيزران
عاجزتر از آن است
كه عصای دست
شكستهای بزك شده باشد
***
شاعران بيچاره
شاعران درمانده
شاعران مضطر
با نام تو چه كردند ؟
***
تاريخ ِ زن
آبرو می گيرد
وقتي پلك صبوری می
گشايی
و نام حماسی ات
بر پيشانی دو جبهه
ی نورانی می درخشد :
زينب !
سيد حسن حسينی ، گنجشک و جبرییل
4) زینب
آنروز كه آن فتنه به بار آمده بود
خورشيد ولا بر سر دار آمده بود
با پای برهنه دشت ها را
زينب
دنبال
حسين سايه وار آمده بود
حسين اسرافيلی

5) شام غریبان
چه آوردند يا رب آب و آتش
به روز خيمه و لب آب و آتش
ز اشك كودكان و داغ
زينب
بهم پيوسته امشب آب و آتش
سيد حسن محمودی ثابت (سهيل )
6) چشم تر
تو دیدی چشم تر آتش بگیرد
عزیزت پشت در آتش بگیرد
و بابایت سرش بر نیزه باشد
و سر نیزه سر آتش بگیرد
تو دیدی پیش چشم باغبانی
درختی از کمر آتش بگیرد
شده آیا دلت هر روز هر روز
که از هرم خبر آتش بگیرد
چه حالی می شوی وقتی ببینی
برادر از جگر آتش بگیرد
برادر زاده هایت دیده باشند
که حلقوم پدر آتش بگیرد
تو دیدی خیمه های اهل بیت ات
به هنگام سفر آتش بگیرد
مگو دیگر که نزدیک است از غم
دل زینب دگر آتش بگیرد
مگو دیگر تعجب هم ندارد
ندیدی چشم ترآتش بگیرد
زهرا بیدجی

7) اگر زینب نبود
سِرّ ني در نينوا می ماند
اگر زينب نبود
كربلا در كربلا می ماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابري از ريا می ماند
اگر زينب نبود
چشمه ی فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان
در
كوير تفته جا می ماند
اگر زينب نبود
زخمهء زخمی ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زينب نبود
در طلوع داغ
اصغر، استخوان اشك سرخ
در گلوی چشمها
می ماند
اگر زينب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام
در بيابان
ها رها می ماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه جا می ماند
اگر زينب نبود
8) نینوا
چون به
زینب می رسی یاد برادر میکند
یاد آن
طفل صغیر و یاد لیلا می کند
یاد آن
تشت طلا یاد رقیه می کند
یاد جای
ضرب سیلی یاد مادر می کند
یاد آن
تیر سه شعبه یاد اصغر می کند
یاد
پهلوی شکسته یاد زهرا می کند
یاد
عبّاس علی یاد سکینه می کند
یاد آن
مشک پر از آب،
یاد دستان بریده می کند
امید . الف

صفحه
اصلی
>
بانک ها
> بانک شعر >
حضرت زینب علیها السلام
صفحه
اصلی |